دوست دارم داری بزرگ می شی:)
سلام گل مامان. پسرم وای چقدر دلم میخواد که این چند وقت هم زود زود تموم بشه و بتونم ببینمت. پنجشنبه پیش با مامان بزرگت (مامانم) رفتیم خرید برای شما. مامان بزرگت برات یک تخت و کمد خوشگل چوبی به رنگ درخت گردو سفارش داد که دو تامون عاشقش شدیم. بدشم یک روتختی چند تیکه آبی که روش عکس پو داشت خریدیم. رفتیم خیابان بهار با اون حال و هوای بامزه که یک عالمه نی نی و یک عالمه مامانایی که حامله بودن توش خرید میکردن، برات لوازم حموم، شیشه، لوازم غذا و ... خریدیم. وای نمیدونی که چقدر خرید کردن برای نی نی گلو که شما باشی کیف میده. بابایی الان دقیقا ۹ روزه که رفته سفر کاری و نیستش و هر روز که با هم حرف میزنیم حالتو میپرسه. من این چند روزه از وقتی بابایی نیست تا وقتی بیادش پیش مامان بزرگ و بابا بزرگ و خاله جونت هستم و اونا کلی بهم میرسن. قراره که ۴ شنبه باباییت بیادش. میخوام روزا زود زود بگذره و زود اتاقتو درست کنم و زود تو بیایی. هیچ وقت اینقدر بیقرار و منتظر نبودم عاشقتم
(امروز یکشنبه ۱۶ بهمن)



دوست دارم داری بزرگ می شی:)
